محمد تقي جعفري

15

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به اين معنى كه براى سوار شدن به دوش مردم ، گوشهاى آنان را مسدود مىكنند كه فرياد داعيان حق را نشوند ، چشمان آن مردم را مىبندند كه آيات و ملكوت الهى را در عرصهء هستى نبينند ، وجدان و عقل را چنان از اصالت و اهميت ساقط مىكنند كه هر گاه آن مردم بيچاره از درون خود نغمهء پر معناى وجدان را بشنوند ، به آنان تلقين مىكنند [ مانند فرويد ] كه اين سر و صداهاى درونى ، صداها و اضطرابهاى ناشى از سركوفتگى غرائز و تهديد آنها است هفتصد سال پيش از اين ، جلال الدين محمد مولوى نابخردى اين گونه اشخاص را با كمال صراحت گوشزد كرده مىگويد : اى مردم قرون و اعصار آينده ، مواظب باشيد فريب دجالان روزگارتان را نخوريد - حافظان را گر نبينى اى عيار اختيار خود ببين بىاختيار روى در انكار حافظ برده اى نام تهديدات نفسش كرده اى ( 1 ) 67 ، 81 - أقبلوا على جيفة قد افتضحوا بأكلها ، و اصطلحوا على حبّها ، و من عشق شيئا أعشى بصره و أمرض قلبه ، فهو ينظر به عين غير صحيحة و يسمع بأذن غير سميعة . قد خرقت الشّهوات عقله و أماتت الدّنيا قلبه ، و ولهت عليها نفسه ، فهو عبد لها ، و لمن في يده شيء منها ، حيثما زالت زال إليها ، و حيثما أقبلت أقبل عليها ، لا ينزجر من اللَّه بزاجر ، و لا يتّعظ منه بواعظ . ( آن مردم دنيا پرست و ناآگاه ، رو به خوردن لاشه اى بردند كه با خوردنش رسوا گشتند و به محبت آن لاشه اتفاق نمودند ، [ آنان عاشق جيفهء دنيا شدند ] و هر كس كه به چيزى عشق بورزد ، بينائيش را مختل و قلبش را بيمار نمايد . [ اين عاشق

--> ( 1 ) حافظان به معناى نگهبانان است و در اينجا مقصود نيروهاى بازدارندهء آدمى از ارتكاب كثافتها و معصيتها است كه وجدان اساسىترين آنها است ، يا وجدان مديريت همهء آنها را به عهده دارد .